ای که با نامت جهان آغاز شد

دفتری کز نام تو زینت گرفت

دفتر ما هم به نامت باز شد

کار آن از چرخ هم بالا گرفت

photo867311040

رزومه زهرا رحیمی

  • مربی و مدرس مهارت های رشد فردی و موفقیت
  • اولین برگزار کننده دوره های موفقیت در صفاییه
  • دانش آموخته دوره مستری در دانشگاه روانشناسی تهران
  • مدیر وب سایت zahrarahimi.com
  • نویسنده بیش از ده مقاله آموزشی
  • نویسنده کتاب الکترونیکی  استاد زندگی خود باش
  • نویسنده کتاب بیدارشو زندگی زیباست
  • برگزار کننده دوره های آموزشی مجازی موفقیت و رشد شخصی
  • دارای مدرک تربیت مدرسی از مجموعه های آموزشی معتبر
  • دارای مدرک training mastery از MPT اتریش

سلام به شما دوست عزیز

من زهرا رحیمی هستم.

شغل من ساخت و سازه،اما خونه نمی سازم؛مدت چهار ساله که انسان های شاد می سازم.

من بهتون کمک می کنم که خوشحال تر باشید و زندگی قشنگ تری رو تجربه کنید .

زهرا رحیمی
زهرا رحیمی

هدف واقعی چیست؟

چهار سال است که در صنعت آموزش مشغول به فعالیت هستم وروزهای اولی را که آغاز کردم را به یاد دارم . روزهایی که حال دلم و حال زندگی ام اصلا خوب نبود ، از نظر بقیه من یک زن موفق همراه با زندگی خوب بودم اما از نظر خودم حال دلم خوب نبود .از نظر اقتصادی در حد متوسط بودم ، از نظر روابط بسیار ضعیف بودم و هیچ دوست صمیمی نداشتم ، گاهی وقتها چون حال دلم خوب نبود با همسر و فرزندانم بد رفتاری می کردم و بعد پشیمون می شدم اما بعد از غر زدن ها و پشیمونی ها تازه خودم را سرزنش می کردم که چرا رفتار خوبی نداشتم وو اقعا دلیل رفتارهایم را متوجه نمی شدم . همسری مهربان و صبور و دوفرزند مثل دسته گل داشتم و در اصفهان منطقه مبارکه با همسرم و فرزندانم زندگی می کردم. یک زندگی بی هدفی داشتم . واقعا نمی دونستم برای چی دارم زندگی می کنم و برای چی به دنیا اومدم ؟  یاد گرفته بودم که زن باید فقط تو خونه باشه و نمی تونه رشد کنه که البته این یکی از باورهای محدودکننده من بود . کلاس های هنری شرکت می کردم مدتی مهارت خودم را بالا می بردم و حتی به مرحله مربی گری می رسیدم و بعد دیگه ادامه نمی دادم . در واقع نمی دانستم که برای موفقیت در هر کاری باید مهارتت را ادامه بدی و گسترش بدی .

معنی زندگی چیست؟

از جمله کلاس هایی که در آن به مربی گری رسیدم کیک تولد و شیرینی پزی ، چرم دوزی ، معرق و مشبک بود . اما به علت ضعف عزت نفس و کم رویی نمی توانستم با آموزش هایم درآمد خوبی داشته باشم و کارم را گسترش بدهم . روزهایی در زندگی ام به جایی رسیدم که حالم اصلا خوب نبود و دلم می خواست که از خودم در آمد داشته باشم تا اینکه به واسطه دوستان با شرکتی که در فروش محصولات گیاهی فعالیت می کرد آشنا شدم . تو کلاس هایی که برایمان برگزار می کردند در مورد اهداف و رویاها صحبت می کردند و من اونجا بود که جرقه ای در ذهنم خورد که منم می تونم یک زن موفق باشم و شروع به فعالیت و فروش محصولات کردم . در این مدت پنج ماهی که در این شرکت فعالیت کردم فروشم اینقدر خوب بود که حتی از لیدر هم بیشتر می فروختم .پول خوبی در آوردم اما حال دلم همچنان خوب نبود . فهمیدم مستقل بودن و پول خوبه اما من به دنبال راهی بودم که حالم خوب باشه و بتونم لذت بیشتری از زندگی ام ببرم . تا اینکه در اون شرکت با دوستی آشنا شدم که دکترها جوابش کرده بودن و به او گفته بودند تا شش ماه دیگر بیشتر زنده نیستی اما او نزدیک یکسال بود که زنده بود و در کنار خانوادش از زندگی لذت می برد و همین موضوع کنجکاوی منو بیشتر کرد که این فرد چکار کرده که هنوز زنده هست و ایشون کتابی به من هدیه دادند به نام عظمت خود را در یابید .

Untitled
bty

جرقه زندگی من

 این کتاب جرقه ای شد برای تغییر یک زندگی جدید و مسیر جدید برای من . بارها و بارها این کتاب را خواندم و باور نمی کردم که انسان چقدر بزرگ است و چه عظمتی دارد . با خواندن این کتاب حال دلم بهتر شد . کم کم شروع کردم کلاس های آموزشی حضوری و غیر حضوری در زمینه قانون جذب و راه های رسیدن به خواسته ها شرکت کنم .بعد از مدتی نتایج در زندگی ام بارز شد و کم کم اهدافم به واقعیت پیوست . هر روز حالم بهتر و بهتر بود و از زندگی در کنا ر همسر و فرزندانم لذت می بردم کم کم دوستان خوبی پیدا کردم و از نظر مالی وضعیتم نسبت به قبل بهتر شد ، اخلاقم و رفتارم بسیار عالی شده بود طوری که اطرافیانم می گفتند چطوری اینقدر تغییر کردی .  تا اینکه تصمیم گرفتم آنچه که تاالان یاد گرفتم و حال منو خوب کرده به دیگران هم آموزش دهم . هر چقدر بیشتر کلاس برگزار می کردم و دیگران هم نتیجه می گرفتند حالم بیشتر خوب بود . کم کم حس کردم که این منطقه برایم امن شده و مثل همیشه کنجکاو بودم تا آموزش هامو بروزتر کنم .  یک شب همسرم در خواب با استاد عرشیانفر آشنا شد و صبح وقتی خواب را برای من تعریف کرد من بی درنگ گفتم بیا طبق خواب پیش بریم . و نتیجه آن خواب  ثبت نام در کلاس های استاد عرشیانفر بود که از نظر مالی و روابط و رفتاری و شناخت خود این کلاس کمک بزرگی به ما کرد ونتایج زندگی مان کاملا زیباترو متفاوت تر شد . از نتایج دیگر مهاجرت ما به استان قم بود و همچنین استارت کار تجارت همسرم بود . کلاس های استاد به قدری در من اثر گذاشته بود که خانواده از رفتارها و کارهای خوبم تعجب می کردند و این شد که تصمیم گرفتم یک جلسه با اعضای خانواده در کلاس شرکت کنم

رسالت زندگی

از آنجایی که همیشه تلاش می کردم علم جدید و بروز یاد بگیرم وقتی به قم مهاجرت کردیم ، دوره استادی محمد پیام بهرامپور شرکت کردم . دوره ای که یک استاد به تمام معنا در زندگی خودت و دیگران می شوی واینجا بود که تازه فهمیدم چه رسالتی در این دنیا دارم . فهمیدم که رسالت من این هست که کمک کنم تا دنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشه ، فهمیدم تمام کارهای نیمه تمام من از ضعف عزت نفس و کم رویی بود که به موفقیت نرسیدند و در همین حین به خودم قول دادم که تا زمانی که زنده هستم به مردم دنیا و مخصوصا زنان جامعه کمک کنم تا عزت نفس خود را تقویت کنند و خودشان را بشناسند که چه نیروی عظیمی خدا در وجودشان قرار داده است .

photo867340383
bdr

زندگی امروز من

  در حال حاضر در بازار فارکس و بیت کوین مشغول کسب در آمد هستم در حالی که کنار همسر و فرزندانم لذت می برم و آموزش شغل دوم من و درواقع عشق منه.

 در این مسیر حرکت می کنم و کمک می کنم تا دنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشه . مجموعه ای دارم که حدود صدوخورده ای نفر در آن هر روز  مشغول آموزش دیدن هستند و هم مسیر ما هستند .

 شعار من همیشه این هست که ما چیزهایی را یاد می دهیم که تو دانشگاه و مدارس به ما یاد نداند ولی در زندگی به آنها احتیاج داریم مثل عزت نفس ، خودشناسی ،اعتماد به نفس ، خودباوری و …